پرینتر اچ پی
راهنمای خرید مادربرد
راهنمای خرید ویدئو پروژکتور
اچ پی سرور
سرور اچ پی
سوئیچ شبکه سیسکو
سوئیچ سیسکو
یو پی اس فاراتل
دوربین مداربسته سامسونگ
دوربین مداربسته هایک ویژن
دوربین مداربسته داهوا
قیمت موبایل
قیمت انواع گوشی
قیمت گوشی
پایین ترین قیمت گوشی
بهترین گوشی برای موزیک
بهترین گوشی برای سلفی
بهترین گوشی برای بازی
راهنمای خرید تلویزیون
راهنمای خرید موبایل
راهنمای خرید گوشی
قیمت انواع تبلت
قیمت تبلت
لپ تاپ قیمت
قیمت لپ تاپ
قیمت لپ تاپ ایسوس سری x
قیمت لپ تاپ ایسوس سری N
قیمت لپ تاپ ایسوس سری k
قیمت لپ تاپ ایسوس سری v
قیمت لپ تاپ ایسوس سری U
قیمت لپ تاپ ایسوس سری K555
دستگاه صحافی
تور لحظه آخری کیش
عمده فروش اینترنتی
عمده فروش اجناس تبلیغاتی
ویبره
فروشگاه اینترنتی
اخبار روز
گن ساعت شنی طرح تاپ
اخبار میانه
خرید نودل جادویی
شن جادویی
فروشگاه کاپلان مارکت
ساخت وبلاگ آزادبلاگ
گوگل
 'monoblog_blog.blog_posts'

كردي كرمانجي

كردي كرمانجي

زبان مقدس

۲۰ شهريور ۱۳۹۶
۰۴:۴۲:۴۹
شروان كردي
نظرات (0)
زبان‌ كردي (Kurdî)‌ يكي از زبان‌هاي موجود در خاورميانه‌ است . شاخه‌هاي متفاوتي دارد: سوراني،لري،لكي،هورامي،كرمانجي،زاخوو...
در قسمت‌هايي از ايران، تركيه‌، عراق، سوريه و ارمنستان كه‌ اصطلاحا كردستان ناميده‌ مي‌شود به اين زبان تكلم مي‌شود. جمعيتهاي پراكنده كرد همچنين در جمهوري آذربايجان، جمهوري ارمنستان ، خراسان و شهركرد ايران يافت مي‌شوند.

اين زبان در عراق زبان رسمي است [1] در حالي كه‌ در كشور سوريه ممنوع است. تا اوت ???? در تركيه‌ محدوديت‌هاي شديدي بر آن اعمال مي‌شد گرچه هنوز در تركيه بسيار محدود مي‌باشد .[2]. در ايران نيز در برخي رسانه‌ها امكان استفاده‌ از آن وجود دارد در حالي كه‌ استفاده‌ از آن در نظام آموزشي دولتي ممنوع است.

از ويژگي‌هاي اين زبان در امان ماندن آن از سيل وامواژه‌ها از زبان‌هاي مجاور به‌ ويژه‌ در زمينه‌ نوشتار است. با پيشرفتهاي چند دهه اخير همچون زبانهاي ديگري ازجمله فارسي وعربي كلمات دخيل زيادي وارد آن شد.

كد زباني

كد ISO-۶۳۹/۱ زبان كردي KU،

كد ISO-۶۳۹/۲ آن KUR

و كد DIN ۲۳۳۵ آن KU مي‌باشد.



در كتيبه‌هاي سومري ۲۰۰۰ سال پيش از ميلاد از كشوري به نام «كاردا» نام برده شده‌است. اين اقوام همان قومي بودند كه به گفته گزنفون مورخ يوناني راه را بر تيگلاث پيلسر شاه آشور كه با قبايل گوتي در حال جنگ بود بستند و لشكر كشي او را به سوي درياي مديترانه متوقف ساختند گزنفون اين قوم را كاردو مينامد. [1]

منطقه امروزي كردستان عراق در دوران باستان بخش اصلي امپراتوري آشور را تشكيل مي‌داد. آشور بانيپال در سال 633 پ م در گذشت. شاه ماد در حمايت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال 614 پ م از كوه هاي زاگروس گذشت و ضمن تسخير آبادي هاي آشوري سر راه، شهر اشور پايتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به ديدار هوخشتره آمد و در آنجا پيمان دوستي ايران و بابل تجديد شد. در سال 613 پ م شاه آشور در نينوا بود و اين شهر نيز در سال 612 پ م تسخير شد. نبوپلسر رهبر بابلي‌ها به همكاري با ماد روي اورد.

كردها بخشي از بازماندگان اقوام بومي خاورميانه‌ و مادها هستند. مادها پس از ورود به زاگرس اقوام بومي آنجا يعني كاسي‌ها و لولوبيان (در لرستان) و ديگر اقوام آسياني را در خود حل كردند و زبان ايراني خود را در منطقه رواج كامل دادند.

در دوره‌هاي بعدي اين منطقه بخشي از امپراتوري‌هاي هخامنشي، سلوكي، اشكاني و ساساني گشت.

بنا بر نوشته‌هاي تاريخ نويسان و جغرافي دانان مسلمان، از قبيل بلاذري، طبري و ابن اثير قبايلي كه بعداً به نام كرد شناخته شدند بيشتر نواحي شرقي رود بوتان و كرانه‌هاي شمالي دجله را تا نواحي جزيره (جزيره ابن عمر) متصرف شدند.

بر طبق برخي منابع فارسي كه‌ تعريفي سنتي از اين واژه‌ مي‌دهند آنها گروهي از گوردها يا گردان به معني پهلوان و قوي هيكل يا جنگجوي بي باك بودند و نام گرد در شاهنامه هم از همين خانواده‌است گرد بعدها در زبانها براي راحتي تلفظ و يا در زبان عربي به كرد تبديل شده‌است. كورد همچنين مي‌تواند به معني پسر تعبير شود.

به موجب تاريخ شرفنامه بدليسي، قديمي‌ترين قبايل كرد باجناوي‌ها و بوتي‌ها هستند كه اين نام‌ها به دليل سرزمين باجان و بوتان بر آنها نهاده شده‌است.

تا دوره‌اي نه چندان دور مردمي كه به زبان كردي كرمانجي (زبان اكثر كردها) سخن مي‌گويند و در آناتولي ساكن هستند خود را كرمانج مي‌ناميدند و نام كرد در ميان ايشان چندان رواج نداشت.

مردمي كه به زبان زازا صحبت مي‌كنند يعني زباني كه براي ديگر كردها زياد قابل فهم نيست نيز بر دو دسته‌اند برخي خود را كرد معرفي مي‌كنند و برخي خود را داراي هويت قومي متفاوتي مي‎دانند. شرف‌الدين بدليسي حدود كردستان را در روزگار صفوي و در كتاب شرف نامه خود با افزودن ولايت لرستان يك جا ذكر مي‌كند و در شرفنامه سرزمين لرستان و قوم لر را با كردها يكي مي‌شمارد.

تمام كردستان تا سال ۱۵۱۴ ميلادي يكي از ايالات ايران بود. در جنگ چالدران كه بين نيروهاي شاه اسماعيل اول صفوي و سلطان سليم اول عثماني در سال ۱۵۱۴ ميلادي انجام گرفت بر اثر شكست ايران، بخشي از كردستان از ايران جدا شد و نصيب عثماني ‌گرديد (كردستان عثماني).

برخي هم مانند مصطفي بارزاني با اعلام اين نظر كه «هركجا كرد زندگي مي‎كند، آن جا ايران است» همواره بر پيوند ناگسستني تاريخي و نژادي كردها با ديگر ايرانيان تاكيد داشت. [2]

[ويرايش] جمعيت و پراكندگي

به علت اينكه آمارگيري دقيقي از جمعيت كردها انجام نگرفته تمام آمارهاي ارائه شده تخميني هستند. بنا به برآوردهاي غيررسمي جمعيت و مساحت اين منطقه به طور تقرييبي 35 ميليون نفر در سال ۲۰۰۳ در منطقه اي به وسعت ۱۹۰۰۰۰ كيلو متر مربع است. برخي جمعيت و مساحت آن را ۳۰ ميليون نفر در محيطي به وسعت كشور فرانسه (km² ۵۴۳ ۹۶۵) تخمين مي‌زنند.

ناحيه زيست كردزبانها عمدتاً كوهستاني است كه از شرق به وسيله دامنه‌هاي شرقي كوه‌هاي زاگرس به درياچه اروميه منتهي مي‌شود. از اين قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد مي‌يابد. در طرف جنوب هم بعد از دور زدن كرمانشاه، ايلام و بخش‌هايي ازلرستان و كركوك به موصل ختم مي‌شود. از شمال به طرف ماردين، ويران‌شهر و اورفه امتداد يافته، آن گاه از شمال به طرف ملاطيه و حوزه رود فرات مي‌رود تا به كماليه ميرسد. در قسمت‌هاي شمالي كردستان محدود به كوهستانهاي مرگان‌داغ و هارال‌داغ است كه به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد مي يابد. البته در تمام مناطق ذكر شده بسياري اقوام غير كردزبان نيز زندگي مي كنند.

مناطق كردزبان اگر چه كوهستاني است اما همين مناطق كوهستاني داراي دره‌هاي وسيع و حاصلخيزي نيز است. كوههاي اين منطقه در زمستانها پوشيده از برف است و در تابستانها با آب شدن برفها به مانند فرشي سبز رنگ از زيباترين مناطق ديدني جهان مي‌شود. چراگاههاي آن كه در دورانهاي دور پرورش دهنده اسب‌هاي مادي بوده‌اند امروزه نيز براي چراي گوسفندهاي عشاير و ايلات كرد از اهميت به سزايي برخوردارند. به طور كلي از بدو تاريخ كوه‌هاي بالاي ميانرودان مسكن و جايگاه مردمي بوده‌است كه با امپراتوري‌هاي جلگه‌ها يعني امپراتوري‌هاي بابل و آشور و گاه آنها را شكست مي‌داده‌اند

تاريخچه زبان كردي

زبان كردي پيش از اسلام

مادها ظرف ??? سال طومار اين حكومتهاي بومي منطقه‌ را در هم پيچيدند و در سال ??? پيش از ميلاد مسيح امپراتوري بزرگ مادي را بنيان نهادند و بدين ترتيب زبان مادي به زبان رسمي بدل شد. از آن زمان تا هنگام انتشار اسلام در كردستان، سيزده قرن سپري شده‌است. در اين مدت طولاني سرزمين ماد بزرگ و كوچك و سرزمين‌هاي ديگري كه به سرزمين ماد ملحق شده اند؛ از حيث نظامي وسياسي بسيار دست به دست شده‌اند. و قدرت سياسي به دست افراد مختلفي - كه زبان آنها با زبان مادها متفاوت بوده‌است - افتاده‌است. هر حكومتي هم كه برسر كار آمده زبان خود را به عنوان زبان رسمي بر اين سرزمين تحميل كرده‌است. در اوضاع واحوال آن روزگاران، كه تمامي بنيادهاي اجتماعي كم رنگ شده و رو به افول نهاده بوده‌است، اين جابه جايي درقدرت نمي‌تواند از تأثير نهادن بر اين بنيادها بركنار بوده باشد. تاريخ، برخي رويدادها را ثبت كرده‌است كه طي آن، سلطه? سياسي بريك سرزمين، تغييرات نژادي بنيادي و ايستايي زبان را در آن سرزمين باعث شده‌است. امروز ردپاي تأثير جابه جايي در قدرت را در شرق قلمرو امپراتوري ماد به وضوح مي‌توآن ديد. به عكس در بخشي از غرب سرزمين ماد، بنيادها همچنان دست نخورده مانده‌است. بلكه تسلط مادها وضعيت نژادي وزباني برخي از سرزمين‌هايي را كه بعدا به قلمرو مادها ملحق شد، تغيير داده و به مسير توسعه? مادي كشانده‌است و به موازات بخش غربي قلمرو خود، آنها را توسعه داده‌است.

بيشتر تاريخ شناسان پر آوازه براين باورند كه، كردهاي امروز نوادگان مادهاي ديروزند.«اگر كردها نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتي چنين كهن و مقتدر چه آمده‌است و اين همه قبيله و تيره? مختلف كرد كه به يك زبان ايراني و جداي از زبان ديگر ايرانيان تكلم مي‌كنند؛ از كجا آمده‌اند؟» (مينورسكي ????)

از آنجا كه‌ زبان هر سرزميني اگر رويدادهاي تاريخي آن راتغيير نداده باشند زبان ساكنان كهن همان سرزمين است. رويدادهاي تاريخي وجابه‌جايي حكومتها طي سيزده قرن، نتوانسته‌است چيزي را در بخش غربي قلمرو ماد، تغيير دهد. و امروز ساكنان اين بخش از مادستان كهن، كردها هستند كه نوادگان ميدي‌ها به شمار مي‌روند. به راستي بيش از اين كه بگوييم زبان كردي از اساس پايان نشو و نما و تكامل زبان مادي است؛ مي‌توان به گونه? ديگري اظهار نظر كرد؛ بي‌ترديد، خير. زيرا همه? اسناد تاريخي كه دانشمندان - تنها به منظور خدمات علمي – بررسي و تجزيه و تحليل كرده اند؛ تاكنون همين حقيقت را آشكار كرده‌اند كه؛ زبان كردي امروز آثار و نشانه‌هاي كمال يافتگي زبان مادي ديروز را دز خود دارد.

زبان يك پديده? اجتماعي است كه براساس قواعد مشخص خود تغيير مي‌كند؛ تكامل و توسعه مي‌يابد و در سير تكاملي خود از ديگر زبانها تأثير مي‌پذيرد؛ و او هم بر آنها اثر مي‌گذارد و گاهي در اين گير و دار مي‌ميرد. زبان مادي نيز از اين قاعده مستثني نيست و از همه? زبانهايي كه به پشتوانه? قدرت سياسي در قلمرو ماد زبان رسمي بوده‌اند، تأثير پذيرفته و برآنها تأثير گذاشته‌است و تا امروز زنده مانده‌است.

بويژه زبان پارتي (فارسي = پهلوي اشكاني)، كه به نظر زبان شناسان همراه با زبان مادي در زمره? زبانهاي شمال شرقي، خانواده? زبان ايراني جاي مي‌گيرند؛ .بيش از ديگر زبانها بر زبان مادي تأثير نهاده‌است و امروزه رد پاي اين تأثيرات در گويش آييني زبان كردي، ديده مي‌شود.

زبان كردي پس از اسلام

شكي نيست كه پس از حمله‌ اعراب، زبانهاي منطقه‌اي بخشهاي اين سرزمين نومسلمان از رواج نيفتادند؛ چراكه، زبان محاوره? مردم به شمار مي‌رفتند و رشد و تكامل خود را در شرايطي نوين از سر گرفتند. تقابل زبانهاي ايراني اواخر دوره? ساساني و آغاز ظهور اسلام و گويشهاي آن، در ميان خود و در شرائطي جديد و دوره‌اي جديد، به گوناگوني اين زبانها در شرق ايران به پيدايش (فارسي نو) و در غرب آن به پيدايش «كردي» منجر شده‌است. كه هر دو تعدادي گويش و بن گويش دارند. پس از گسترش اسلام، فارسي نو، گويشي بود كه بر اساس ريشه‌هاي بسيار كهن خود با ديگر گويشها در هم آميخته بود اين آميختگي حتي پيش از زمان ساسانيان آغاز شده بود. فارسها پيش از كردها براي احياي زبان خود، به تكاپو افتادند و شروع به كتابت كردند. وپيداست كه كتاب شاهنامه? ابومنصوري – كه خود از ميان رفته وتنها مقدمه? آن در دست است – اگر تنها كتاب نباشد، قديمي‌ترين كتابي است كه به زبان فارسي نگاشته شده (سال??? هجري – ??? ميلادي) و از نابودي درامان بوده‌است.

كهن‌ترين سند نوشتاري كردي در دوران جديد، رباعيات باباطاهر عريان است كه در آغاز سده? يازدهم ميلادي در همدان كنوني – هگمتانه، پايتخت مادها – به گويش كردي جنوبي، سروده شده‌است. اين رباعيات – بدون هدف نزديك كردن زبانشان به فارسي– تا حدودي تغيير داده شده‌اند. با اين همه در اين كه باباطاهر رباعيات خود را به شيوه? فولكلوري – كه در آن دوره به عنوان فهلوي (پهلوي، فهلويات يا پهلويات) شناخته مي‌شده‌است – سروده‌است، هيچ ترديدي نيست.

براي آشنايي بيشتر با فهلوي مي‌توان به گفته‌هاي دكتر معين استناد كرد كه مي‌گويد: پهلوي، «فهلويه مر»: ???? ترانه? سروده شده به يكي از زبان‌هاي كشور ايران (بجز زبانهاي گفتاري و رسمي) بريك وزن از اوزان عروضي يا وزني هجايي سروده شده‌است و بخشي از آنها در قالب دوبيتي هستند.[?] پهلوي يا پهلويات با وزني بخصوص و همانند گوراني خوانده مي‌شده‌است وگاهي آن را پهلوي وبرخي اوقات آنرا اورامه، اورامن و اورامنانيان مي‌گفته‌اند. و اورامن (اورامنان) وزني كهن در موسيقي و مشابه بحر هزج مسدس است كه به آن فهلويات مي‌گفته‌اند.[?] شايد براي دريافت اين موضوع كه، اورمنان، همان گونه? فارسي (هورامه نان) كردي است و با واژه? (هه ورامان) يكي است، به تلاش چنداني نياز نباشد. هورامه‌نان – هورامانان = هور + امان (امدند) + آن – زمان طلوع خورشيد. همچنان كه مي‌گويند: (به يانيان) بامدادان، (ئيواران) زمان عصر.

هنگام بامداد تا نيمروز، يكي از پنج وقتي بوده كه زردشت براي نذرو نيايش، قرار داده كه آيين ويژه? خويش را داراست و قطعه‌اي از آن– كه چند بار تكرار مي‌شود – در ذيل آمده‌است.

نمو هوره خشه ايته آورود اسپايي!

يعني نماز براي هور (خورشيد) كه تيز تك مي‌درخشد!

بي گمان اين نيايش مانند همه? نيايشهاي آيين زردشتي همراه موسيقي مخصوصي زمزمه مي‌شده و يا به صداي بلند خوانده مي‌شده‌است و گويا مردم آنرا (نويژهر) يا (نيايشي هورامانان) گفته‌اند. پيداست كه پس از گسترش اسلام نذر و نيايش از رونق افتاده‌اند. اما نوا (هه وا) وخنياي آن – كه در ميان مردم باقي مانده‌است – كم كم به نواي (گوراني) بدل شده و آنها را فهلويات امانان گفته‌اند. از نظر من (هوره) كه هم اينك يكي از نواها و ملوديهاي آواز كردي است؛ همان (هورامانان) بخشي از نام خود را پاس داشته ونام آن همچون (الله ويسي) به يكباره تغيير نيافته‌است.

طبقه بندي

زبان كردي عضوي از شاخه شمال‌غربي زبان‌هاي ايراني است كه خود شاخه‌اي از زبان‌هاي هندوايراني است و آن نيز به‌ نوبه‌ خود شاخه‌اي از زبان‌هاي هندواروپايي است.

گويش‌ها و لهجه‌ها

زبان‌ كردي‌ به سه گروه بخش مي‌شود:

· گروه كرمانجي

· گروه زازا_گوران

· گروه گويش‌هاي جنوبي

?. گروه كرمانجي نيز خود به دو گويش عمده بخش مي‌شود:

· گويش كرمانجي شمالي يا اصطلاحا همان كرمانجي (Kurmancî)

· گويش كرمانجي جنوبي يا اصطلاحا سوراني (Soranî)

?. گروه زازا_گوران نيز به سه بخش بخش مي‌شوند:

· گويش‌ اورامي (Hewramî)

· گويش گوراني (Goranî)

· گويش زازا (Zaza)

?. گروه گويش‌هاي جنوبي نيز شامل كرمانشاهي، كلهري، كليايي، پيروندي، لكي، فيلي (و يا پهلي) مي‌باشند.

در اين ميان در كتابها، روزنامه‌ها، مجله‌ها و نيز در پخش برنامه‌هاي راديو و تلويزيوني از كرمانجي در مناطق شمالي و سوراني در مناطق جنوبي استفاده مي‌شود.

زبان كردي به‌ ويژه‌ در زمينه‌ نوشتار در جهت يكي شدن پيش مي‌رود و در اين راستا روشنفكران و دوستداران زبان كردي به‌ ويژه‌ در سال‌هاي اخير اقداماتي را انجام داده‌اند ويا در حال انجام دادن آن هستند.[3]

_____كرمانجي (شمالي)

|

_كرمانجي

| |_____سوراني (مياني)

كردي________ |

| ______زازاكي

| |

|_زازا-گوراني_____ اوراماني

| |

| |______گوراني

|

| _____كلهري

| |

|_گويش جنوبي ______فيلي

|

|_____لكي



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ">،

موسيقي كردي

۲۰ شهريور ۱۳۹۶
۰۴:۴۲:۴۷
شروان كردي
نظرات (0)


موسيقي كردي به موسيقي و ترانه‌هاي مردم كرديزبان گفته‌ مي‌شود.

يك پژوهشگر موسيقي كردي براين باور است كه انگيزش پيدايش موسيقي كردي در راستاي حفظ زبان ادبيات، فرهنگ، سرگذشتها و در مجموع تمدن و پيشنيه كردها بوده است. موسيقي هامويد (فولكلور) كردي از سه بخش افسانه‌ها، حكايتها و داستان‌ها تشكيل شده است.


افسانه ها





پيدايش موسيقي كردي مثل اكثر قومها و ملت‌هاي ديگر از افسانه‌هاي كردي شروع شد كه در اين قسمت، افسانه‌ها در قالب ترانه‌هاي كردي گفته مي‌شوند و اين ترانه‌ها در فرهنگ كردي به ترانه‌هاي ديواني تقسيم مي‌شوند و بيشتر محتواي آنها همان افسانه‌هاي كردي است، كه شكل حماسي دارند.

اولين طليعه‌هاي هنر كردي از بار ادبي و هنر موسيقي حماسه‌هاي كردي بودند كه مشهورترين كسي كه به اين نوع موسيقي پرداخته «كاويس آغا» بود كه ترانه‌هاي وي همان حماسه‌هايي هستند كه از گذشتگان بر جاي مانده است.



حكايت‌ها و داستان ها



نوع ديگري از موسيقي فولكولور كردي مربوط به حكايتها و داستان‌هايي مي‌شود كه ترانه‌هاي داستاني نيز به دو بخش قهرماني و دلدادگي قابل تقسيم هستند.

در ترانه‌هاي قهرماني به دلاوريها و مبارزه طلبي‌هاي يك قهرمان پرداخته مي‌شود و در ترانه‌هاي دلدادگي جنبه‌هاي رمانتيك و عاشقانه بين دو شخص بيان مي‌شود كه از اين ميان، ترانه «زنبيل‌فروش» كه جنبه عرفاني دارد و ترانه‌هاي "آس و حسن" و "خج و سيامند" كه سرگذشت دو دلداده را بيان مي‌كند، از معروفترين آثار در اين بخش هستند.

در بخش ديگر موسيقي كردي، كردهاي «سوراني» براي خود نوع ويژه‌اي از موسيقي دارند كه به آنها «گوراني» مي‌‌گويند كه اين نوع ترانه‌ها در ميان كردهاي اطرف شهرستان اروميه و كردهاي تركيه (شمال) «لاوژه» گفته مي‌شود و اين نوع گوراني‌ها ريتمي به نام «قه‌تار» دارند كه پژوهشگران براين باورند ريشه اين واژه‌ از واژه‌ زرتشتي «گاتا» گرفته‌شده كه در اوايل، مربوط به يك سري نيايش‌ها و مراسم مذهبي بوده است.

دومين نوع اين موسيقي «هوره» نام دارد كه در ابتدا ترانه‌هاي ويژه‌اي در حمد و نيايش «اهورامزدا» بود و اين واژه نيز ريشه زرتشتي دارد كه براي نيايش‌هاي مذهبي آن زمان كردها كه زرتشتي بودند، سروده شده‌اند.

در مراسم ترحيم هنگامي كه فردي براي مردم آن منطقه داراي اهميت فوق‌العاده‌اي بوده، فوت مي‌كند، كردها از يك نوع موسيقي كه با مرثيه‌سرايي و مرثيه‌خواني شباهت دارد به صورت ترانه و با تعريف ويژگيهاي آن شخص براي او زاري مي‌كنند.

در آيين‌هاي زادروز محمد، كردها يك نوع ويژه از موسيقي را اجرا مي‌كنند كه به آن «مولودي» مي‌گويند. البته مولودي‌خواني در بيشتر جوامع مسلمان رواج دارد. اولين مولودنامه در وصف و ستايش محمد را «ملاباتديي» صوفي و عارف مشهور نوشت كه بعدا مرسوم شد كه در زمان عيد مولود از سروده‌هاي وي در مولودي خواني استفاده كنند. اصيل‌ترين سازهاي استفاده شده در موسيقي كردي «سرنا» و «دهل» هستند و بعدا سازهايي كه وارد اين نوع موسيقي شده‌اند مانند «دف» و «تنبور» داراي اهميت ويژه‌اي شده‌اند. براي اطلاعات بيشتر مي‌‌توانيد به ميژوي ئه ده بي كوردي علاالدين سجادي و پژوهشي در فولكلور كردي مراجعه كنيد.موسيقي كردي تا حدودي نمادي از شاديهاو غم و اندوه بعد ازپايان هر جنگ است.





قبيله هاي كرد كه در شمال غربي ايرا ن وجنوب شرقي تركيه و شمال شرقي عراق و مقداري هم در سوريه زندگي ميكنند از مردمي غيور و پر قدرت تشكيل ميشوند كه داراي لهجه هاي خاص ازقبيل : گوراني, سوراني , مكري , زازا , بيجاري و كرمانجي ميباشند كه آداب و رسوم سنن آنها با مناطق مختلف متفا وت ا ست.



بطور كلي آداب و سنن و فرهنگ كردها ريشه در فرهنگ باستاني ايران وآيين اوستا دارد

بطوريكه اعياد ملي و مذهبي ايران باستا ن از قبيل آ تش افروزي و نوروز و د يگر را پس ازگرويد نشا ن بد ين اسلا م و حتي مسلكها وفرقه هاي تصوف و درويشي شايد بيشتر از نقاط د يگرايران حفظ كرده اند. موسيقي و رقص بيشترين قسمت زندگي كردها را تشكيل ميدهد. رقصهاي

كردي همانند تمرين رزم است.



در تمام ريتمهاي رقص كردي حالتي از همد ستاني و يگا نگي و بدوي سازي وجود دارد كه با تفنن آميخته ا ست . در بيشتر گونه هاي رقص كردي دستهاي رقصندگان به هم گره ميخورد و گامهاهمواره در يك مسير حركت ميكنند و چنان متوازي ا ست كه شبيه به رژه ميماند آهنگهاي رقص با :

دهل، دايره، سورنا ، دوزله، بالابان و گاه شمشال همراهي ميشود.



موسيقي و رقص نه تنها در فرصتهاي شادي مثل عروسي بلكه در مراسم تدفين نيز ا ستفاده ميشوند.

كردها در رقص اشكا ل گوناگوني دارند كه ازجمله آنها مي توان: خان اميري ، ريلف ، گريان يا گاريان ، امينه، چوپي يا چپي ، زنگي و سرنا رفت را نام برد. رقصها اغلب در قا لب ريتمهاي دو تا ئي، ساده و تركيبي وهفت تائي ا ست. اغلب اين رقصها بخاطر موسيقي كه به همين نام عنوان ميشود نام گرفته اند.



سازهاي منطقه عبارتند از شمشا ل ( ني چوپاني از فلز )، سورنا ، دهل ، دوزله ( قشمه) ، بالا بان نرمه ناي) و دف, ساز سنتي خانقاه





موسيقي مقامي



موسيقي مقامي (موغامي) يادگار جلوه‌هاي زيبايي از فرهنگ ديرينه مشرق زمين است ،كه از تحريف و دگرگوني اعصار مصون مانده . نغماتي در موسيقي"موغامي" پيدا مي‌شود كه به عهد باستان برمي‌گردد. مجتبي قيطاني ،محقق حوزه‌ي موسيقي سنتي خراسان با بيان مطلب فوق گفت: در كتاب لغت موسيقي نوشته" افراسياب بيگ لي" كلمه‌ي مقام كه به صورت موغام يا مغام هم نوشته مي‌شود، به عنوان مجموعه‌ي صداها و پرده‌هاي مختلف كه بر اساس يك كوك واحد و در محور آن مي‌گردند، تعريف شده و از آن به عنوان بالاترين مرحله‌ي خلاقيت در تركيب ساز و آواز ياد شده است. وي ادامه داد: آنچه مد نظر هنرمندان و مردم اين منطقه است ،"موغام" مي‌باشد كه در باور مردم خرسان از شان و منزلت بالايي برخورداراست و به ديده تقدس به آن‌ مي‌نگرند و به مصداق هنر عامه،‌ آفريننده مشخصي ندارد و تمام افراد جامعه در شكل‌گيري و نقل روايت آن سهم دارند. قيطاقي درباره‌ي تاريخ و قدمت موسيقي موغامي گفت: تاريخ موسيقي اين سرزمين به زمان كوچ آريايي‌ها به ايران بر‌مي‌گردد و در پاره‌يي از نقاط برخي از نغمه‌ها به صورت بكر و دست نخورده، حكايت از يك اصالت باستاني دارد و اگر براي بررسي موسيقي، خراسان بزرگ را مد نظر قرار دهيم، بايد پهنه‌ي اين ديار را از كرانه‌هاي غربي خزر تا پهنه‌هاي ابيورد و نسا ،مرو و تا كويرهاي خراسان و هرات، مرز هندوچين مورد كاوش قرار دهيم. وي با تاكيد بر اين كه خراسان فعلي نيز به علت وسعت جغرافيايي و تنوع پراكندگي اقوام و فرهنگ‌هاي مختلف داراي موسيقي "موغامي" متنوع و مختلفي است، گفت: تنوع نژادي از عرب‌هاي سامي تا هزاره ، بلوچ و نژادهاي كرد و كرمانج و ترك و تركمن و مغول در اين استان ،باعث شده است، كه يكي از غني‌ترين گنجينه‌هاي فرهنگي موسيقي به وجود بيايد، كه بر خلاف بيشتر مناطق ايران از سبك خاص برخوردار نيست و در نواحي مختلف استان وحدت سبك ندارد. اين پژوهشگر ضمن تقسيم خراسان به دو حوزه‌ي شمال و جنوب، درباره‌ي موسيقي "موغامي" شمال خراسان اظهار داشت: موسيقي جاري در اين منطقه موسيقي كوهستان ،جلگه است و از يك زندگي پرحادثه و پرسوز و گداز و آوارگي حكايت مي‌كند ، اين مساله را حتي مي‌توان در رقص‌ها و بازي‌هاي آييني و سنتي آن‌ها ديد . ضمن اين كه از گستردگي و تنوع بيشتري برخوردار است، از حال و هواي خاصي نيز بهره مي‌برد و حماسه، عرفان، عشق و سوگ پشتوانه‌ي اصلي اين موسيقي مي‌باشد. مجتبي قيطاقي با اشاره به اين كه موسيقي اين منطقه "كرمانجي" است و از موسيقي‌هاي تركي و تركمني هم تاثيراتي گرفته است، اظهار كرد: در شمال خراسان موسيقي تركمني يا موسيقي تركي ديده نمي‌شود، آنچه هست موسيقي شمال خراسان به روايت تركمني و تركي است، يعني موغام‌ها در اصالت خودشان تركمني و تركي نيستند. او سازهاي رايج در اين منطقه را دوتار، سرنا، ني چوپان (بلر)، قوشمه، كمانچه، دهل، دايره و نيز سازهاي قديمي‌تر، شش تار (چگور قديم)، مزغان و نفير دانست و از مهم‌ترين "موغام‌هاي" موسيقي شمال خراسان، نوايي كردي (نوايي شمال خراسان) ـ تجنيس، بيات هراي ـ لوي ـ جعفر قلي‌ها ـ الله مزار ـ تورغه، درنا ـ بلبل ـ شاخه‌تايي (ختائي) و كوراوغلي نام برد. وي به خبرنگار ايسنا گفت: در شمال خراسان نوازندگان مختلف بر حسب ساز و تخصص‌شان به مراتب و طيف‌هاي مختلفي تقسيم مي‌شوند كه عبارتند از عاشق‌ها يا آشق‌ها كه نوازندگان سازهاي سرنا، دهل، كمانچه و قوشمه مي‌باشند و گاه در مجالس مختلف بر حسب نياز حركات نمايشي هم انجام مي‌دهند ـ ، لوتي‌ها (روتي‌ها يا لوطي‌ها) كه دايره و دف مي‌نوازند كه درقديم با ساز خود سفر مي‌كرده‌اند و هم راويان اخبار و هم ناقلان آثار بودند و در قالب جملات، حركات نمايشي و اشعار طنز ،جامعه و حكام آن را به نقد مي‌كشيدند. وي ادامه داد: بالاترين مرتبه‌ي هنرمندي را در شمال خراسان" بخشي‌هاي دوتار نواز" دارند، اينان هم آواز مي‌خوانند و هم شعر مي‌سرايند، ساز را خودشان مي‌سازند و از جهت شرايط اخلاقي، دروني و معرفتي به درجه‌يي از رفتار رسيده‌اند ،كه مردم به راحتي با آن‌ها همراه مي‌شوند. اين پژوهشگر،با بيان اين كه" بخشي‌ها" و "عاشيق‌ها" بازماندگان حقيقي خنياگران ايران باستان هستند، درباره‌ي دسته ديگر نوازندگان شمال خراسان توضيح داد: بلروانان يا ني‌نوازان، نوازندگان ني چوپاني هستند كه اين‌ها معمولا چوپانند و زندگي شباني دارند. وي در ادامه درباره ،حوزه‌ي موسيقي جنوب و شرق خراسان يادآور شد: موسيقي اين حوزه نرم و دروني است و در آن‌ها فرياد به معني خاص آن در كوهستان وجود ندارد و مي‌توان فرياد آن‌ها را نامه‌يي بلند خوان كه ناشي از زندگي در كوير است و موسيقي اين حوزه بيشتر در شهرهاي شرقي خراسان يعني تربت جام، باخزر ـ تايباد و خواف متمركز است و موسيقي كويري در شهرهاي جنوبي مانند كاشمر، گناباد و بيرجند و مرز سيستان و بلوچستان همواره دستخوش تغيير و تحريف بوده است و علت اين امر شايد تداخل فرهنگ مردم اين مناطق باشد. وي سازهاي دوتار، سه‌تار، دهل و در برخي مناطق غيچك يا غژك را به عنوان سازهاي رايج اين حوزه نام برد و افزود: به نوازندگان دوتار در اين منطقه" اوستاد" گفته مي‌شود، كه بالاترين مرتبه‌ي هنرمندي است و دوتار و موغام‌هاي آن از جايگاه والا و مقدسي برخوردارند و هنرمندان اصيلش همواره مورد توجه و احترام مردم هستند. او مهم‌ترين موغام‌هاي موسيقي اين منطقه را "نوايي" ـ "اشتر خجو" ـ سرحدي‌هاي مختلف ـ سبزپري پلتان ـ هتن ـ آخر ـ الله مدد ـ معراجنامه ـ مقام الله و مقام جل عنوان كرد و گفت:‌ موغام «مقام الله» و «مقام جل» معادل موغام" تورغه" در شمال خراسان است،كه از حيث نام‌گذاري با وجه اشتراك مضامين عرفاني است. مجتبي قيطاقي كه 15 سال است درباره‌ي موسيقي سنتي خراسان تحقيق و پژوهش مي‌كند در پايان خاطرنشان كرد: انتظار مي‌رود، پژوهشگران فرهنگي به موسيقي‌هاي "موغامي" به عنوان گنجينه‌ي فرهنگ شفاهي بنگرند و ميراث فرهنگي موسيقي موغامي را به عنوان ميراث اين ملت باور نمايند و از فرهنگ ديرينه‌ي مشرق زمين حراست كنند

منبع : http://www.bojnordkord.blogfa.com




موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ">،

كردي در جهان

۲۰ شهريور ۱۳۹۶
۰۴:۴۲:۴۶
شروان كردي
نظرات (0)


كردها بزرگترين و قديمي ترين قبايل بزرگ آريائي سرزمين ايران هستن
كردها بزرگترين و قديمي ترين قبايل بزرگ آريائي سرزمين ايران هستند كه در نواحي كوهستاني غرب فلات ايران از دير باز سكونت گزيده و با تشكيل اولين سلسله پادشاهي ماد تمام خلق هاي ايران را زير چترو كلمه واحدي به نام ايران در آورده در طول قرون و اعصار به وجه شايسته اي در مقابل جزر و مد حوادث در حفظ واشاعه ميراث گرانبهاي فرهنگي و بروز مليت خود كامياب شده رشادت و سلحشوري خود را در سينه تاريخ به ثبت رسانده اند .گزنفون مورخ و سردار مشهور يونان كه به پدر تاريخ معروف است ميگويد :

كردها مردم بسيار رشيد دلاوري مي باشند.

آقاي شميم در سخنراني محققانه خود مي گويد : … بايد اعتراف كنيم كه قبايل كرد بهتر و بيشتر از ساير اقوام ايراني نژاد به حفظ بسياري از آداب و مراسم و عادات ايراني موفق گرديده و خيلي كمتر از قبايل ديگر دچار تحول و تبدل شده اند . درك كنان استاد سابق انگليسي دانشگاه بغداد مي گويد : ( كردها هرجا باشند ، خاصيت نژادي خودشان را نشان مي دهند ، بدين لحاظ در سوريه هم توانستند ، مقامات عالي دولتي را اشغال نمايند .

كردان به علت خوي و خصلت اعتراض آميز خود به مصادر ظلم و فساد و قدرت هاي امپرياليست همواره مورد جور و شكنجه و قتل و كشتار قرار گرفته اند .

ضحاك ماردوش پادشاه خونخوار كه چون شاهنشاه آريامهر ! مدتي بر ملت ايران چيره شده بود چون كردها را مزاحم خود مي يافت فرمان داد هر شب دو نفر از آنان را كشته از مغز سرشان براي مارهايش خورش درست كنند . دانشمنداني چون ابن قتيبه در المعارف و بدليسي در شرفنانمه و مسعودي در مروج الذهب و طبري و ديگران اين موضوع را به تفصيل ذكر نموده و فردوسي در شاهنامه به آن اشاره كرده و كردها را منجي واقعي ملت ايران از شرضحاك ماردوش دانسته است . آشپز ضحاك هر شبي يكنفر از دو كرد محكوم بمرگ را كشته و ديگري را پنهاني به كوهستان فرستاده و بدين ترتيب نجات يافتگان با توليد نسل روز به روز بر تعدادشان افزوده شده عليه ستمگريها و خونخواريهاي ضحاك قيام نموده بياري كاوه آهنگر اهرمن بد كنش را نابود و فريدون را از كوه دماوند آورده و بر تخت شاهي نشانده اند و اثبات نموده اند كه شاه دست نشانده مردم است .

شاه عباس صفوي بسياري از سرداران بزرگ كرد را كه از وجودشان بيمناك بود به نامردي به قتل رساند كه از آن جمله اند :

اميرخان برادوست معروف به لپ زرين از ايل شكاك و فرهاد خان قرامانلو و برادرش ذوالفقار خان از ايزانلو . استاد رشيد ياسمي در كتاب كرد و پيوستگي نژادي و تاريخي او مي گويد : ( آثار قديم و اسناد جديد از آغاز عهد تاريخي ايران تا اين ايام همه گواه بزرگواري و دليري و ثبات قدم و ساير صفات پسنديده قوم كرد است كه در چهار موجه حوادث و جزر و مد ايام فتوري و تغييري در آن راه نيافته است . از روزگار اردشير ساساني تا قرن حاضر پيوسته اين قوم همان دليري و شهامت را نشان داه اند و با سخت ترين حوادث نبرد كرده اند )‌از نظر جغرافيايي كردها در بيشتر نقاط جهان پراكنده اند و مهمترين مراكز سكونت آنان در ايران استانهاي كردستان ، كرمانشاه ، آذربايجان غربي و مهاباد و مازندران و گيلان و استان مركزي و قزوين و زنان و خراسان و خاش و در خارج از ايران در كشورهاي تركيه و عراق ، شوروي و سوريه و مصر و هندوستان و پاكستان و افغانستان و بلوچستان مي باشد .

دانشمندان و محققين از نظر نژاد شناسي ساختمان بدني كردها ار بدين گونه مشخص نموده اند :

كردها بلند قامت اند و به طور كلي 83 در صدقد كردها از حد متوسط يعني از 165 سانتي متر بيشتر است .

از لحاظ اندازه جمجمه صرف نظر از اختلافات جزئي كه بين محققين وجود دارد عموما كردها را از تيپ (براكسيفال ) تشخيص داده اند . حد متوسط نسبت بين عرض و طول جمجمه كردها 78 است .

اندازه زاويه بيني اكثر كردها 70 است و بدين ترتيب از تيپ ( لبتورينين ) به شمار مي آيند .

از لحاظ شكل صورت و قيافه از تيپ ( ليتوپروزوپ ) هستند . يعني صورت كشيده و موزون دارند .

موي كردها صدي هشتاد و دو مشكي پرپشت و بقيه بلوطي رنگ است و اغلب لب و دهان كوچك دارند .

از لحاظ بنيه جسماني تندرست و زورمند و چابك هستند ، زبان كردي داراي تنوع خاص و لهجه هاي متفاوتي است كه مهمترين آن ها لهجه كرمانجي ، گوراني ، سوراني و زازاني مي باشد .

به قول استاد رشيد يا سمي و ديگر دانشمندان : در ميان تمام لهجه هاي زبان كردي ، لهجه كرمانجي در تاريخ تطور و تحقيق زبان كردي مقام مهمي دارد كه لهجه مكري يكي از شاخه هاي آن مي باشد و اين همان لهجه اي است كه به زبان زردتشت و اوستا نيز معروف شده و بسيار جامع مي باشد . اين لهجه شيرين ترين و مقبول ترين لهجه كردي است و دانشمنداني نظير ميجرسون ، مرگان ، استاد امين زكي و علامه مردوخ كردستاني و كرمانج اين نظر را تاييد مي كنند . سلامت و رواني و عدم آلودگي به زبان هاي بيگانه از مشخصات برجسته اين زبان است . كرمانج خراسان كه در اوايل دولت صفوي براي جلوگيري از تاخت و تاز تركمانان و ازبكان به مرزهاي شمال ايران انتقال داده شدند تحت عنوان سه ايل بزرگ : زعفرانلو شادلو – قراچورلو قرار دارند كه عظيم ترين آن زعفرانلوست كه از ايلات بزرگ و متعددي تشكيل شده و رياست ديگر ايلات كرمانج خراسان را عهده دار و مركز آن شهر مرزي قهرمان پرور قوچان مي باشد .

درك كنان در مورد كرمانجي مي نويسد : در زبان كردي به دو لهجه جدا از يكديگر قسمت بندي مي شود مانند : كرمانجي – كردي و ….

آقاي محمدفتحي در مقاله پر ارزش و محققانه خود كه از دو شاعر گمنام از ايل كرد شقاق به نام هاي مهدي بيگ شقاقي وميرزا محمد حسين بالكانلو متخلص به مهميد نام برده است در مورد ايل شقاق مي گويد كه :

طايفه شقاقي از نژاد كرد آريايي هستند و پيرو مذهب تسنن مي باشند و تيره هايي از اين طايفه بزرگ روي ارادت به خاندان صفوي و همكاري با پادشاهان آن سلسله در طول تاريخ به مذهب شيعه گرويده اند . زبان ايلي را كه شبيه كردي و لري بوده از ياد برده و به زبان آذري تكلم مي كنند . اين طايفه در ازمنه گذشته از جنوب اروپا و آسياي صغير به استان آذربايجان وارد شده اند . ( بايد توجه داشت كه زبان آذري غير از تركي است كه پس از تسلط ترك ها بر آذربايجان رو به نابودي گذاشت . )‌

اين طايفه را كه به زبان كردي شكاكي گويند از چهل تيره وهشتاد هزار خانواده تشكيل مي شده اند كه در ابتداي ورود در حوالي شهر تبريز چادر زده بوده اند و سپس دولت وقت چهل هزار خانوار آنان را رد منطقه هشترود و گرمرود سراب قوريچاي منطقه آذربايجان از سلسله جبال سهند گرفته تا ميانه و چهل هزار ديگر ار در استان خراسان نواحي قوچان اسكان داده اند . از چهل تيره طايفه شقاقي آن چه بخاطر دارد به شرح زير است :

آريانلو كه به لهجه آذري اورانلوتكلم مي كنن



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ">،

كرمانج زمانه من كرمانج پرچمه من

۲۰ شهريور ۱۳۹۶
۰۴:۴۲:۴۵
شروان كردي
نظرات (0)
كرمانج زمانه من كرمانج پرچمه من
كرمانج ناموسا من
از زانه مه تو كو كرمانجي سا چه كو كرمانجي كپ ناكي
اوينم كرمانجي كپ ناكي باوي خه يه كرمانج ناس ناكي
كرمانج راه گوموي سا چرا كپ ناكي كرمانجي ساچرا

ته ژه وي زمانا چه ديه كپ ناكي كرمانجي سا چيه 
ته چه ديه ژه وي زمانا راه گوم كريه ته وي خزانا
كرمانجي كو ناموسا ته يه ژه ده باوان ميراثا ته يه

زمان كو چو تو ژي امري ژه ناو خلكه تو ژي افري 
وگر ژه وي ري يا توبه كه زو وي عادته ژه بير كه
وگر سر عوجاقي ده باوان عوجيق بمال وه بريو چاوان

ريشه ده باوان وه ندا مه كه چريه رينال خوا مه كه
كرمانج سا مرا افتخاره له تاريخ او يادگاره
افتخار دكم كو كرمانجم خيال مه كه له كس محتاجم



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ">،

فرهنگ آنلاين كردي

۲۰ شهريور ۱۳۹۶
۰۴:۴۲:۴۴
شروان كردي
نظرات (0)


فرهنگ آنلاين كردي



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ">،

گوگل كردي

۲۰ شهريور ۱۳۹۶
۰۴:۴۲:۴۲
شروان كردي
نظرات (0)


گوگل كردي  كليك كن



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ">،

"مراد،آواي بلند نامرادي ها"

۲۰ شهريور ۱۳۹۶
۰۴:۴۲:۴۰
شروان كردي
نظرات (0)
در بين خواننده هاي مطرح خراسان بايد"مرادحسن زاده قهرمانلو"را يكي از سرآمدان دانست.طنين بلند آواي اين مردوجذابيت وشور صدايش اورامحبوب دلها كرده است.

مرادحسن زاده فرزندطبيعت است.ا وآزادگي ،عشق ،پاكي ومهرورزي رااز زلال چشمه هاي دامان طبيعت به زيبايي آموخته واز پس ساليان هنوز دردل به يادگار دارد. اودر كتاب پرورق ييلاق وقشلاق درسهاي زيبايي ازآواي دلنشين ايلياتيان رامروركرده است.اوفارسي وكردي راباآوازي خوش مي خواندولي بيشتركاركردي كرده است.

اگراوآوازفارسي راادامه مي دادبه يقين يكي از مطرح ترين خوانندگان كشوربود.اوبه عشق زبان مادري خواندوخواندوامروز درهرخانه اي درشمال خراسان مي توان آواز ونام وصدايي از اوراشنيد.

مرادمتولدسال 1346قوچان است.پسر" دولت نظر"يكي از بزرگان ايل قهرمانلوكه امروز خراسانيان سخت دلد اده ي صوت وآوازاويند واوباالهام از طبيعت شكوه صدايش رابه كوه ودشت هديه كرده است.

اومعتقد است خوانندگي در خانواده آنها ارثي است.دوبرادرش "محراب" و"همراه" رانخستين استادانش مي داند.اومعتقداست محراب كه در زمان دانش آموزي جزء خواننده هاي برتر آن روزگار بوده است يك پديده است.

برادركوچكش "جواد"هم باصداي شور انگيزي كه دارد اين خانواده رازبانزد كرده است. مراددر 40سالگي ازدواج كرده ومي گويد:وقتي مادرم مي گفت چرانمي خواهي ازدواج كني؟ همسن وسالهايت همه بچه دارند!مرادمي گفته است :هر ترانه وآهنگم يك فرزند است.

اومي گويد.من باموسيقي نفس مي كشم وجزبه موسيقي به چيز ديگري نيانديشيده ام. آقاي صحاف در ارشادقوچان باعث شدتامرادپايش به مراسم هاي هنري ونشستها باز شودوبه مرور صدا وآوازه مرادفر اگير شد.اودردوران سربازي باصداي خوشي كه داشته است به زبان كردي وفارسي غريب خواني مي كرده است وحتي مورد توجه فرماندهان قرار مي گرفته واز بقيه بيشتر به مرخصي مي آمده است.

او"محمد جانعلي زاده"گزار شگرپركارصداوسيما رااز ديگر مشوقان خود مي داند كه در ساليان دهه70صداي اورااز راديو كردي خراسان پخش كرده است.راديويي باقدمت50 ساله كه سخت مورد اقبال كردها بوده است.

مراد به توصيه ي "صديق تعريف" هنرمند كرد كردستان وباالهام از صداي "مصطفي جاويدان"و"عليرضاافتخاري"به خوانندگي اصيل روي مي آورد. مراددر برنامه تلويزيوني "تورغه"كه درايام نوروزاز شبكه 2پخش مي شد باصداي پرشكوه ورسايش تا مدتها وردزبانها بود.پخش آوازش از شبكهpdfواجراي برنامه در سيماي خراسان وپيران چنگي وچندين نشست دانشگاه فردوسي مشهد وكردستان ونشست هاي فرهنگي هنري متعددازديگر فعاليت هاي اوست.

مرادآلبوم "چاو له ره...چشم به راه" رابه همراه خواننده ي پرآوازه"محمد علي قاسمي"سال قبل روانه ي بازار كردكه سخت مورد علاقه قرار گرفت.آلبوم ديگري از مراددر راه است كه باحمايت"علي ابراهيمي"از چناران در تهران در حال ضبط است.

اين آلبوم شامل5آهنگ كردي و4آهنگ فارسي است ودرقالب موسيقي تلفيقي وپاپ سنتي تاچندماه ديگرروانه بازارمي شود. مرادآهنگ هاي كردي "لو"،"هه راي"،خانجان"،"الله مزار"،"سردارعيوض"رااثرگذارترين آهنگها مي داند. اوخودش نيز آهنگ سازي كرده است وبه همراه جوان پركار" محسن ميرزازاده" آهنگ هاي "واره به ره... ياآوارهاي فراموش شده" راكه شعرش از"كريم اكبرزاده" بودبه همراه آهنگ "له بن داره "درشب شرقي سيماي خراسان به زيبايي اجرا كرده است.

مرادمعتقد است موسيقي بايدهمگام باشرايط روزوتحول آفرين باشد.اورسالت هنروهنرمندرافراترازشرايط امروزي مي داند .اومي گويد:بايدموسيقي داراي زايش ورويش باشد.بايدگذشته مسيري براي رسيدن به آينده باشد.آهنگسازبايدمبدع باشدنه مقلد.

مراددرباره آسيب شناسي موسيقي كردي مي گويد:غيركردهاباعث غارت فرهنگمان شده اند.امروز بسياري ازآهنگهاي كردي توسط خوانندگان غيركردخوانده مي شود.بسياري ازبزرگان ملودي هاي كردي رابي هيچ شناسنامه اي به نام خودبه ثبت رسانده اندوغناي موسيقي كردي باعث شده است كه هركس به طريقي ازاين موسيقي مايه وبهره بگيرد. اگر اقدام در خوري صورت نگيرد توسط برخي افرادناآگاه موسيقي كردي از آرمان ها واهداف اصلي اش فاصله مي گيرد.

اواستاد"محمدرضاشاهمرادي" رايكي از حقايق انكار ناپذير موسيقي كردي خراسان در 4دهه ي گذشته مي داندومعتقداست كمتر خواننده اي در بين كردهاي خراسان يافت مي شود كه مانند شاهمرادي حرمت هنرخوانندگي راحفظ كند.اوروي آوري بسيار ي نوازندگان به خوانندگي كه بعضاغير علمي ونازيباست رايكي از آفتهاي موسيقي كردي مي داند.

اومعتقداست: "بزرگترين عيب،كردي خواني غيركردهاست كه بامختصر آشنايي بازبان كردي به خوانندگي روي مي آورند بي آنكه بتوانند زبان كر دي رادرست تلفظ نمايند.اواين كار را مثله كردن فرهنگ كردها مي داند." به نظر مرادجاي بسياري از خواننده ها ونوازندگان در خراسان بايكديگر عوض شده است واين دگرگوني باعث نوعي ركوددر موسيقي كردي شمال خراسان شده است.

امروز مراد نماد درد وآرزوها واميد يك قوم است .مراد زبان مردمي است كه هنوز تمام نامراديشان ازحنجره ي غريب بخشي ها وخوانندگان فرياد مي شودودرميان خوانندگان اين خطه از ايران عزيزتوانسته است به زيبايي تمام بودنش ر افريادكندوبه مردمي نثار كندكه چون جان عزيزش مي دارند.

                                      دانلوود آهنگ دلال



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ">،

شرح انواع رقص هاي شمال خراسان

۲۰ شهريور ۱۳۹۶
۰۴:۴۲:۴۰
شروان كردي
نظرات (0)
رقص هاي شمال خراسان ـ كُرمانجي

كردهاي كُرمانج خراسان به شيوه ي خراسانيان قديم به رقص «بازي» مي گويند كه اطلاقي باستاني و از ريشه واچيك پهلوي است. هيچ مراسم شادي نيست كه كرمانج ها، پير و جوان، زن و مرد، فقير و غني در آن شركت نكنند. اين رقص ها روايت كوچندگي، تلاش، همياري، يگانگي، كار و كوشش و تصويريست از مردماني كه مرگ را نيز به بازي مي گيرند و نياكان ما را به ياد مي آورند كه آدمي را در خور مهرورزي و شادي مي پنداشتند.

كرمانج ها كه قرن ها پيش از كردستان به شمال خراسان كوچانده شده اند، با آن كه به كردي سخن مي گويند به لحاظ فرهنگي تحت تأثير فرهنگ خراسانيان قرار گرفته اند. بازي هاي كرمانجي چون بازي هاي شرق و مركز خراسان در دايره و دور انجام مي گيرد و جزو رقص هاي زنجيره اي و سلسله اي اند. رقص ها نخست با ريتمي آرام و سنگين آغاز و به مرور تند و تندتر مي شوند . ادوار رقصي بعد از آرام و تند شدن دوباره از سر گرفته مي شود و همواره پس از همهمه و حركت هاي تند، ريتم آهسته مي شود تا بازيگران نفسي و دمي بگيرند.

                           براي دانلود كامل مقاله كليك كنيد



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ">،

انواع نوازنده در شمال خراسان

۲۰ شهريور ۱۳۹۶
۰۴:۴۲:۳۹
شروان كردي
نظرات (0)
به سه دسته اصلي تقسيم مي شوند 1-عاشق ها 2- بخشي ها 3- لتَّي ها4- بليروان ها(ني نوازها) -5- لولوچي ها


1 -عاشق ها
عاشق ها قديمي ترين و اصيل ترين هنرمندان اين منطقه هستند. عاشق ها غالباً نوازنده ساز هاي سرنا، دهل، قشمه، كمانچه و دايره هستند و همچنين رقاصان بزرگ شمال خراسان به شمار مي روند


2 -بخشي ها

بخشي ها نوازندگان دوتار، آوازه خان و داستان سرا بوده اند. شهرهاي بجنورد، شيروان و قوچان مراكز عمده بخشي هاي شمال خراسان بوده اند. به باور منطقه، بخشي كسي است كه خداوند به او بخشش يا محبتي عطا فرموده و او را فردي استثنايي كرده است. بر طبق همين روايت، بخشي بايد بتواند بخواند، بنوازد، شعر بگويد، داستان بسازد و ساز خويش را بسازد، به دين ترتيب هر نوازنده دوتاري، بخشي نيست يكي از هنرهاي بخشي ها داستان سرايي است همراه با موسيقي دوتار، آواز، دكلمه و بيان محاوره اي و نقلي است و جدايي از تسلط بر ساز، شخص بايد از نظر دانش و شرايط دروني به مرحله ي برسد كه عنوان بخشي را زيبنده خود گرداند.



3-لتّي ها (لخت ها)


لتّي ها در حكم روابط عمومي با پيام رسانان جامعه خود بوده اندو وسيله آنها تنها يك دايره بوده است و لتّي ها نيز مانند عاشق ها در قديم حق انتخاب داشتند. آنان دائماً در سفر بودند و ناقلان اخبار و وقايع به شمار مي آمدند. امروزه ديگر در شمال خراسان كمتر لتّي ديده مي شود و اين گروه تقريباً از بين رفته است ساز هاي موسيقي منطقه شمال خراسان عبارتند از: دوتار، سرنا، پيق،قشمه(نوعي ني)، كمانچه، دهل، ني، دپ(دف)، تار(شش تار).


4 -بليروان ها

ني نوازن ها هستند كه بيشترشان به صورت شبانان و چوپان ها هستند كه در فضاي باز كوهستان به نواختن و فراگيري آن اقدام مي كنند و گله ي گوسفندان و شتران را با آواي ني خود به چرا و حركت وا مي دارند، ني از زيبا ترين و اصيل ترين آلات موسيقي كردهاي خراسان هستند.


-5 لو لو چي ها

آواز خوان هاي غير حرفه اي هستند كه معمولا در جواني يا مناسبتها همراه با تار بخشي ها يا ساز عاشق ها يا بدون ساز آواز مي خوانند. لو لوچي ها بابت كار خود حق گرفتن دستمزد ندارند و مصونيت هم شامل حال آنها نمي شود و بايد پاسخگوي آنچه كه مي خوانند باشند.


موسيقي اصيل خراسان در حدود 1100 سال قدمت داشته كه به نام موسيقي مقامي معروف است. موسيقي خراسان در حدود هفت مقام دارد.



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ">،

نگاهي به موسيقي كردي خراسان

۲۰ شهريور ۱۳۹۶
۰۴:۴۲:۳۸
شروان كردي
نظرات (0)
* موسيقي هاي محلي ايران كه در موسيقي ملي ما مي باشند، سرشار از شادي و تحرك و شور و نشاط اند، كه در اين ميان موسيقي كردي شمال خراسان يا بهتر بگوييم موسيقي كرمانجي، از غنا و اهميت بيشتري برخوردار است.

موسيقي كه واژه يي يوناني است، در ميان عامه مردم ما كه بيشتر چادرنشينان و روستاييانبودند، تا سالهاي اخير ناشناخته بود.

آنها به جاي اين واژه عنوان (ساز و آواز) را به كار مي برند و از واژه هاي (هنگ يا آهنگ و دستان) به جاي مقام استفاده مي كردند.
اصولاً عنوان موسيقي مقامي كه حرفه يي مركز نشين در اين سالها بر موسيقي بومي ما اطلاق مي كنند، براي ما عنوان غريبي است.
موسيقي در نزد كردها كه بيشتر با طبيعت مأنوس هستند و از اصالت و فرهنگ گسترده و تحرك آميزتري بويژه در رابطه با كوچ، برخوردار بوده اند. اهميت ويژه يي دارد كه اگر بگوييم يك نفر كرد نمي تواند بدون موسيقي به زندگي خويش ادامه دهد، سخني به گزاف نگفته ايم، كه زندگي رزمي و بزميو ماجراجويانه آنان، بويژه در وظيفه خطير مرزباني از ايران زمين، اين موقعيت را به آنان داده است كه در مرحله اول :

چنين بهتر آيد كه امروز رزم

بسازيم و فردا گزينيم بزم

1. از اين روست كه نخبگان و متخصصان و بنيانگذاران موسيقي اصيل ايراني را بايد در ميان فرزانگان كردي همچون ابراهيم موصلي و ا سحق موصلي پسرش در دربار هارون الرشيد خليفه عباسي نام برد كه موسيقي اسلامي را به اوج شكوفايي رساندند و از نوابغ جهاني در اين فن به شماراند.


2. نيز عبدالمؤمن بن صفي الدين كردارموي (اروميه يي) از ديگر ستارگان درخشان در آسمان لايتناهي اين هنر خدادادي است.
موسيقي از موهبتهاي الهي است كه به بشر هديه شده و همزمان با آفرينش او در نهادش، نهادينه شده كه حالات طبيعي و دروني او را تنظيم نموده و در غم و شادي و تلاش و كوشش او مؤثر باشد و وي را از جمود و ركود فكري بازداشته و به تلاش و تكاپو براي زندگي بهتر وادارد به قول نظامي گنجوي :

بساز اي مغني ره دلپسند

بر اوتار اين ارغنون بلند

رهي كان ز محنت رهايي دهد

به تاريك شب روشنايي دهد


3. تمام بزرگان علم و دانش و خردمندان و حكماي گذشته به اهميت موسيقي اشاره كرده و گفته اند : موسيقي از نعمت هاي الهي بر بشر است و متعلق به همه اقوام و ملل و جوامع بشري، با شرايط ويژه فرهنگي و قومي و منطقه يي آنان. نه تنها انسان و هر حيوان و جانداري، بلكه نباتات و گياهان نيز براي رشد و شكوفايي هر چه بهتر نيازمند برخورداري از موسيقي مناسب به خود مي باشند.
به همين جهت است كه مؤلف بهجت الروح به اين نكته ابن سينا دانشمند و حكيم معروف ايراني استناد جسته كه : موسيقي جزوي از بدن انسان است كه مانند خون در بدن آدمي جريان دارد. از اين رو ابن سينا و بسياري از حكما بيماران خود را با نواي موسيقي و آهنگهاي موزون معالجه مي كردند.


4. موسيقي در ميان هر قوم و ملت و سرزميني ويژگي خويش را داشته و بيانگر فلسفه اخلاقي و اجتماعي و رزمي و بزمي و كار و كوشش و شيون و شادي آنان مي باشد، و به ديگر گفتار :
موسيقي آيينه تمام نماي هر قوم و ملتي است كه تمام ويژگيهاي آنان در آن متجلي است و سير تعالي و يا قهقرايي در مسائل فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي آنان از آن آشكارتر مي گردد. موسيقي هاي محلي ايران كه در موسيقي ملي ما مي باشند، سرشار از شادي و تحرك و شور و نشاط اند، كه در اين ميان موسيقي كردي شمال خراسان يا بهتر بگوييم موسيقي كرمانجي از غنا و اهميت بيشتري برخوردار است، كه با وجود تلاش خبرگان فن موسيقي در سالهاي اخير هنوز ناشناخته باقي مانده است.


5. از بزرگان اين علم در ميان كردهاي خراسان، كه نخستين نوشته از دوران صفوي را از خود به يادگار گذاشته، شاعر و عارف نامدار كرد يعني ابن غريب مي باشد كه به دو زبان كردي و فارسي اشعار زيبايي سروده و در توصيف و معرفي مقامات موسيقي اصيل ايراني گفته است : موسيقي كرمانجي زاييده فرازها و تنگناهاي تاريخي و اجتماعي و ديني و سياسي اين مردمان سلحشور بوده و هست كه در رابطه با هر موقعيت تلخ و شيرين و پيروزي ها و شكستهاي زندگيشان با بهره گيري و ابداع شعر و آهنگي موزون و زيبا و مناسب بازگو كننده حالات دروني و مشكلات زماني آنان بوده است.


6. آهنگهاي سردار عوض، ججوخان، قوچان خورابه، رعنا، خا ني كلميشي (قهرمان كتاب معروف 10 جلدي كليدر) و صدها آهنگ ديگر نمودار بارزي بر اين مدعا هستند. به هر حال بازگو كردن فلسفه موسيقي كرمانجي خراسان در اين مقاله نمي گنجد.
بطور كلي موسيقي كردي به دو بخش آوايي و غير آوايي (رقص) تقسيم مي گردد و شامل سه بخش از آهنگهاي هنري، اجتماعي و طبيعي است.


7. براي درك واقعي از موسيقي كرمانجي خراسان هنوز هم بايد به افراد غير حرفه يي و غير شهري كه دور از اين تمدن هاي كذايي در ميان كوهساران و ايلات و عشاير آخرين روزهاي زندگي خود را سپري مي كنند، مراجعه نمود.
از جمله نويسندگاني كه در يكي دو قرن اخير مستقيماً به بررسي موسيقي كردي خراسان پرداخته اند. بايد از ناصر الدين شاه و سرهنگ لطفعلي خان درگزي معاصر وي نام برد.
ناصرالدين شاه كه در سفر سال 1300 به خراسان از طريق شاهرود و بجنورد عازم مشهد بود، در بجنورد با استقبال گروههاي هنري كرد يعني عاشق ها روبرو مي شود و اين گونه اظهار نظر مي كند كه : « بالاتر از ده فيروزه، جمعيت زيادي به قدر بيست نفر از كردهاي شادلو جلو آمده بودند. دهل هاي غريبي داشتند، شبيه به طبل هاي بزرگ قزاق ها [در روسيه] ، سرنا هم داشتند. خيلي خوب مي زدند. به عينه چچين ها كه ما [در سفر فرنگ] در قفقاز ديده بوديم. چيزي كه از اينها مضحك بود، اين بود كه مردهاي بزرگ ريشدار معلق مي زدند ».


8. ناصرالدين شاه توجه نداشت كه موسيقي در ميان كردها سن و سال نمي شناسد. كودكان و نوجوانان و پيرمردان و زنان و دختران همگي در هر شرايطي در اجراي برنامه هاي موسيقي شركت جدي و مستقيم دارند و براي پرورش روح و جسم خود به آن نيازمندند. از سرهنگ لطفعلي خان فرزند اللهيارخان حاكم درگز هم دست نوشته هاي پراكنده يي به جا مانده است كه او درسال 1314 قمري در قوچان به دربار و اردوگاه تابستاني محمدناصرخان ايلخاني زعفرانلو وارد مي شود كه اتفاقاً سماع حضور حبيب خان سنتورنواز معروف دربار ناصرالدين شاه هم براي ديدن ايلخاني به اين اردوگاه آمده بود.
لطفعلي خان كه خود از بهترين سنتورنوازان و شش تار نوازان ايران بوده، تعريف جامعي از اين برخوردهاي فرهنگي در اين اردوگاه داده است كه بسيار قابل توجه است.



9. لطفعلي خان در گزارشان خود براي اينكه از او عيب نگيرند، تعريفي از هنر خود نكرده و فقط به شكست و قهر كردن سماع حضور (سرورالملك) كه مهمان بوده، نموده است. اما مدير ديوان افشار كه منشي مخصوص شجاع الدوله و در واقع همه كاره او بوده، گفته است : « در ركاب محمد ناصرخان به خواجه جراح رفته بوديم كه املاك شخصي سركار [شجاع الدوله محمدناصرخان] و وصل به چشم كلسب و منقشلي رادكان است. خيابان پر درخت آن نيم فرسنگ طول داشت. شبي اسداله بيگ نيشابوري تار مي نواخت و چون سرها گرم شد، خواستند لطفعلي خان هم از قوچان بيايد، در ظرف سه ساعت آمد. [البته لطفعلي خان بنا به نوشته خودش در اردو بود] و همين كه دستش به سيم تار رسيد و ماهور را شروع كرد، شوري به سرها انداخت. صداي مضراب آن مرحوم بي حرف و اغراق، پانصد قدم در آن شب، آشكار مي رفت. مضرابها شبيه به دانه هاي درشت بارانهاي بهاري بود كه در كمال تندي ببارد. لطفعلي خان در حيات محمدناصرخان [1320-1314 قمري] درجه عالي را طي كرده و تا روز مرگ او از قوچان خارج نشد.
در خواجه جراح سرورالملك معروف تارزن مظفرالدين شاه، مهمان امير [محمدناصرخان] گرديد. فوراً سنتور و ارگ را با يكديگر كوك كرده، بچه يي نابالغ هم اشعار سعدي را مي خواند. لطفعلي خان رسيد، يد بيضا كرد، سخره ايمان آوردند.


10. و به دويست تومان انعام قناعت كرد.


11. به هر حال اينها نموداري بود از موسيقي سرشار سرزمين و مردم شمال خراسان كه ايلخانان كرد اين ديار حامي و پشتيبان و مروج آن بوده اند.


پي نوشت :

1. شاهنامه فردوسي

2. برمكيان به پروفسور عبدالرزاق كانپوري

3. خمسه نظامي

4. رساله موسيقي بهجت الروح ـ عبدالمؤمن بن صفي الدين ارموي، با مقدمه هـ. ل. رابينو

5. بنگريد به آلبوم موسيقي شمال خراسان ، از انتشارات حوزه هنري، سال 1370 و نيز كتاب هفت اورنگ و غيره

6. نسخه خطي ابن غريب

7. مطالعات كردي ج 1 شماره 4 سال سوم، تابستان 1365 ، انتشارات بنياد كرد در پاريس

8. سفرنامه ناصرالدين شاه به خراسان سال 1300قمري به خط ميرزا رضا كلهر، چاپ تهران، سال 1361

9. حركت تاريخي كرد به خراسان ـ كليم ا... توحيدي جلد 1 ، چاپ مشهد، 1371، ص
452
10. اشاره به معجزنمايي حضرت موسي كليم ا... در مقابل ساحران فرعون در مصر، كه در قرآن مجيد آمده است.

11. سرزمين و مردم قوچان ـ دفتر سوم ، محمد جاباني ، چاپ مشهد، سال 1375 ، ص 70


مال ئاوا



موضوعات مرتبط:
برچسب‌ها: ">،
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ]
آموزش زبان كردي كرمانجي
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به كردي كرمانجي است. || طراح قالب monoblog.ir